معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی میرزایی ؛ استاد جامعه المصطفی(ص)، 29 شهریورماه در ادامه سلسله نشست های علمی «نسبت امامت و حکمرانی در قرآن؛ بازخوانی مبانی و دلالت ها» با بیان اینکه در مورد امامت در قرآن در دو سطح تبیین کلی و بیان مصادیق می توان اظهارنظر کرد، گفت: در مورد مصادیق، مطالب زیادی از سوی متقدمین و متاخرین بیان شده است که می توان به صاحب الفین همچنین علامه میرحامدحسین، علامه امینی و بین متأخرین به علامه عسکری اشاره کرد که عمدتاً به دلالت آیات بر امامت ائمه(ع) و یا یک اما
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی میرزایی؛ استاد جامعه المصطفی(ص)، 29 شهریورماه در ادامه سلسله نشست های علمی «نسبت امامت و حکمرانی در قرآن؛ بازخوانی مبانی و دلالت ها» با بیان اینکه در مورد امامت در قرآن در دو سطح تبیین کلی و بیان مصادیق می توان اظهارنظر کرد، گفت: در مورد مصادیق، مطالب زیادی از سوی متقدمین و متاخرین بیان شده است که می توان به صاحب الفین همچنین علامه میرحامدحسین، علامه امینی و بین متأخرین به علامه عسکری اشاره کرد که عمدتاً به دلالت آیات بر امامت ائمه(ع) و یا یک امام خاص تطبیق کرده اند ولی در مورد چیستی امامت، نیاز به تأمل و توقف بیشتری داریم زیرا امامت برای انبیاء هم بیان شده است.
وی ادامه داد: طبق آیات قرآن، امامت شأن سومی از شئون شخصیت های الهی و متفاوت از نبوت است؛ نبوت ایصال الی المطلوب و هدایت عملی جامعه نیست و نبی باید فراتر از نبوت، حکم مأموریت امامت را داشته باشد تا افراد را به مطلوب برساند. کلمه نبی دلالت بر آگاهی انبیاء از اسرار دارد کما اینکه رسول هم علاوه بر خبر داشتن و آگاهی فرستاده به سوی مردم هم هست و وظیفه ابلاغ پیام را دارد ولی باز این دو با امامت یکی نیست. شهید مطهری می فرمود علامه طباطبایی صد سال آینده شناخته خواهد شد یعنی عالمی وجود دارد که معارف در سینه او موج می زند ولی شرایط ابلاغ را ندارد. برخی انبیاء هم این وضعیت را داشتند.
استاد جامعه المطفی(ص) با بیان اینکه امامت در قرآن غیر از نبوت و رسالت است، گفت: امامت برای مردم یعنی پیشوایی و راهبری کردن که فراتر از هدایت است مگر اینکه هدایت را به مفهوم ایصال الی المطلوب در نظر بگیریم؛ امام، محتوای نبوت را دارد گرچه لازم نیست خودش نبی باشد و مبتنی بر وحی و رسالتی که در شأن مرسل رخ داده است و او در شأن وصی نبی به پیشوایی می پردازد.
میرزایی اضافه کرد: شأن امامت، قیادت، رهبری، پیشوایی و پیشگامی و دستگیری عملی از جامعه و امت است تا امت در صراط مستقیم حرکت کند. امامت باطل هم راهبر و پیشگام الحاد و باطل است. اگر فیلسوفی، نظریه پردازی برای الحاد بکند او هم رهبری جریان باطل را برعهده دارد زیرا کارخانه تولید محتوای فکری و فرهنگی هستند. این متفکران عمدتاً هم شاگردان و افرادی دارند که نقش رسالت ترویج ایده آنان را برعهده دارند و گاهی هم خود این فرد از طریق رسانه با مردم در تخاطب است.
میرزایی با بیان اینکه امام خمینی(ره) و محقق کرکی و نراقی همه قائل به ولایت فقیه بودند، اظهار کرد: تولید نظریه ولایت فقیه با اعلان و اعلام و تأسیس نظام حکمرانی ولایی تفاوت دارد و کار امام این کار سوم بود. امام علاوه بر آگاهی در صحنه به مدیریت اجتماعی می پردازد و امامت مردم را بر دوش می گیرد. این تأسیس، شأن اصلی امامت است و سنگین ترین وظیفه هم همین است که البته این موضوع در مسیر امامت باطل هم محقق است.
میرزایی تصریح کرد: شبکه امامت قرآنی، مراتبی دارد که اعلی مرتبه آن امام معصوم است ولی این نافی باریکه ای از امامت در جایگاه یک امام جمعه نیست. البته امامت حق بالضروره باید به نبوت و رسالت وصل باشد وگرنه مشروعیت ندارد. سه گانه های خدا، رسول و امام در آیات فراوانی مورد تأکید قرآن است. انما ولیکم الله که یک شبکه مرتبط عمودی خدا، پیامبر(ص) و ائمه(ع) است و همه مؤمنان هم باید در ذیل این شبکه باشند کما اینکه پیروان امامت باطل هم در ذیل ولی طاغوت قرار دارند.
وی با بیان اینکه یک نویسنده عرب، کتابی نوشت و به تبیین این مسئله پرداخت که امت بر نفس خودش ولایت دارد، اضافه کرد: هدف وی این است که بگوید ما ولایت فقیه لازم نداریم؛ جواب ما این است که امت بر نفس خود ولایت دارد ولی رها شده نیست؛ یعنی اگر اختلافی بین امت ایجاد شد، چگونه باید حل کند؟ آیا جز با رجوع به سلسله مراتب ولایت حل می شود؟ این حرف گرته برداری از نظریه امامت اهل سنت است؛ مؤمنان بر همدیگر ولایت دارند ولی در ذیل ولایت ولی خدا از مرتبه ولایت فقیه(نزدیک ترین فرد به خط معصوم) تا یک پیامبر(ص). در قرآن، مفهوم ولایت آمده است ولی امامت نیامده بلکه کلمه امام آمده است.
وی با بیان اینکه در نگاه قرآنی، همه چیز باید با شاخص قرآنی سنجیده شود و هر ولایتی که به سخنان و سیره پیامبر(ص) نزدیک تر باشد، او به ولایت حق نزدیک تر است و اگر نسبتی با این سطوح ولایت نداشته باشد باطل و غیرقابل اتخاذ است، اضافه کرد: لذا در قرآن تعبیر «وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَإِلَیٰ أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبطُونَهُ مِنْهُمْ» بیان شده است تا با ارجاع به مرجعیت سطح بالاتر مشکلات امت اسلامی حل شود.
میرزایی بیان کرد: آیه: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ، ولایت خدا و پیامبر(ص) را بیان و در ادامه هم ولایت اولی الامر را بیان فرموده است یعنی ولایت، رها شده نیست. در قرآن مفهوم ولایت دو بار آمده است ولی مفهوم امامت را نداریم و تعبیر امام چندبار به کار رفته است. در انتهای آیه از تعبیر راکعون استفاده شده است که نشان می دهد آیه برای حضرت علی(ع) به عنوان تراز ولایت بیان شده است ولی دلیلی بر انحصار آن نیست و شامل ولایت کسانی چون امام راحل و امام شهید هم هست و دلیل هم همان الذین آمنوا است.
استاد جامعه المصطفی(ص) افزود: اگر مفهوم امامت و ولایت بخواهد وارد حکمرانی شود، اولاً بیشترین نسبت را با این امر دارد و ما در قرآن واژه ای نزدیک تر از حکمرانی، رهبر و پیشوا و ... به مفهوم ولایت نداریم.
میرزایی بیان کرد: در قرآن کریم بر امامت حضرت ابراهیم(ع) تصریح و تأکید شده است و ما از آن این نتیجه را گرفته ایم که ائمه 12گانه ولایت اعلی دارند و به مقام عصمت رسیده اند ولی نقص در امامت شناسی قرآنی، نقص قابل ملاحظه ای در مطالعات قرآنی ما هست.
وی ادامه داد: ماهیت امامت در قرآن، ماهیتی اجرایی عملیاتی و رفتاری و راهبری و به تعبیر دیگر، حکمرانانه است؛ امامت با دستگیری از یک فرد و دو فرد محقق نمی شود؛ طبق ملاحظه در آیات دوازده گانه مرتبط با ولایت و امامت تأکید بر سطح قابل توجهی از مردم دارد؛ مردمی که نبوت و رسالت پیشا امامتی امام را قبول کرده اند که البته مصادیق آن کسی چون حضرت ابراهیم است که نبی و رسول بود و به مقام امامت رسید و کسی چون امیرمؤمنان به عنوان وصی نبی خاتم این ولایت و امامت را دارد و به عنوان جلودار و پیشگام در اداره جامعه است لذا بیشترین سختی و آسیب هم متوجه این مقام است.
وی افزود: امام خمینی(ره) در عراق گفت وگویی با یکی از مراجع داشتند؛ این مرجع امام را مورد توبیخ قرار داده و مسئول خون هایی دانست که ریخته می شد؛ امروز هم برخی در فضای مجازی به خصوص در عراق این حرف ها را می زنند که ایران مسئول ریختن خون شیعیان است و ببینید در لبنان و یمن و ... چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. در حالی که این ابتلائات، شایسته مقام امامت و متناسب با شأن و جایگاه امام است و کسی که با چند نقد و اعتراض بهم بریزد و میدان را خالی کند، شایستگی امامت ندارد.
میرزایی بیان کرد: هنوز هم کسانی بین اهل سنت که اهل مطالعه و تفکر هستند می گویند امیرمؤمنان مسئول ریختن خون مسلمانان بوده است و با وقاحت می گویند حکمرانی معاویه بر علی تقدم دارد و او مدیر موفق تری بوده است زیر شرایط را مدیریت کرد؛ ابن خلدون می گوید امام حسین(ع) اشتباه کرد زیرا منطق حکمرانی را نمی دانست و شوکت دولت اموی را فرو ریخت. ولی آیا کارهای معاویه با شاخص حکمرانی قرآنی اساساً نسبتی دارد و منطبق است؟ اگر این حکمرانی با قرآن سازگار نیست از اساس پشیزی ارزش ندارد که کسی بخواهد شوکت دولت او را حفظ کند.
استاد جامعه المصطفی(ص) ادامه داد: این نوع سخنان برآمده از نظریه امامت در اهل سنت براساس نظریه غلبه است، یعنی هر کسی که با شمشیر اوضاع را در دست گرفت امام مشروع است ولو اینکه مردم او را نخواهند و با او بیعت نکنند. اگر حکمرانی به امامت قرآنی پیوند بخورد، دیگر حکمرانی کسانی چون بن سلمان توجیه ندارد و مشروع نیست. ما معتقدیم که امام، امام است و اگر شرایط را داشت حکومت خواهد کرد نه اینکه چون بر سر قدرت آمده، امام است.
میرزایی بیان کرد: در ادامه آیاتی که بعد از آیه معروف به امامت حضرت ابراهیم آمده است، امامت بسط داده شده است. در این آیه، ابتلاء نقش اساسی دارد یعنی فردی که در آزمون های دشوار و سخت مقاوم شده است و می تواند دیگران را هم به دنبال خودش هدایت کند؛ لذا امام سپر و جلودار است نه اینکه خود عقب بنشیند و دیگران را تشویق به جلو رفتن بکند. آیه علاوه بر ابتلاء بر موروثی نبودن امامت از یکسو و تداوم امامت هم تأکید دارد مگر اینکه وارثان، ظالم نباشند و شایسته دریافت آن باشند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}